X
تبلیغات
مطالب جالب وعکس های دیدنی
 شیوه ی جدید التماس داور
|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 نامه ای عاشقانه از دکتر علی شریعتی

 

 

نامـه ای عاشـقانه از دکتـر علی شریـعتی

 

با تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
با تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
با تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
با تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

با تو، دریا با من مهربانی می کند
با تو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند
با تو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
با تو، من با بهار می رویم
با تو، من در عطر یاس ها پخش می شوم
با تو، من در شیره ی هر نبات میجوشم
با تو، من در هر شکوفه می شکفم
با تو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می کنم
با تو، من در روح طبیعت پنهانم
با تو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
با تو، من در خلوت این صحرا، در غربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند

بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو، من با بهار می میرم
بی تو، من در عطر یاس ها می گریم
بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم
بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم
بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم
بی تو، من در خلوت این صحرا، در غربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپرکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند.

 

 

نامـه ای عاشـقانه از دکتـر علی شریـعتی

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 قور باغه ی درختی
                                                 

بعضی از قورباغه‌های مناطق گرم با زندگی روی درختان و بوته‌ها سازگاری پیدا کرده‌اند. بعضی از گونه‌ها هرگز درختان را ترک نمی‌کنند و حتی روی درختان، تولید مثل می‌کنند. بیشتر داروکها دارای انگشتان بلند و دست و پا هستند که روی آنها صفحه‌های چسبناکی برای گرفتن شاخه‌ها و برگهای نرم وجود دارد. بعضی از داروکها با استفاده از انگشتان پرده دارشان که به عنوان بال پرواز به کار می‌برند، از این درخت به آن درخت می‌پرند. این قورباغه درختی جنگلهای بارانی آمریکای مرکزی، یک قورباغه پرنده‌است که از این درخت می‌پرد. او در حالی که روی شاخه‌ها راه می‌رود، حشرات را شکار می‌کند.

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 کره ی زمین

كره زمين چيست؟ كجاست؟ كي و چگونه به وجود آمد؟          

براي انسان‌هاي اوليه، پاسخ به اين پرسش‌هاي اصولي بسيار ساده بود: كره ارض، زميني است جامد و مسطح در مركز عالم كه به دست خدا يا خداونداني آفريده شده است. ساليان متمادي فلاسفه و دانشمندان علوم الهي، كوشيده‌اند كه پاسخ‌هاي قانع‌كننده‌تري براي اين سئوالات عرضه كنند و برمبناي همين جواب‌ها بود كه معتقدات عجيب و غريبي رواج يافت. براي مثال مصريان را عقيده بر اين بود كه كائنات صندوقي است مكعب و عظيم كه مصر در مركز آن واقع شده است و هنديان چنين باور داشتند كه جهان در پشت چهار فيل عظيم قرار گرفته و آن چهار فيل بر پشت لاك‌پشتي ايستاده‌اند.

         ستاره شناسان و فلاسفه دوران قديم يونان، اولين افرادي بودند كه پاسخ‌هاي علمي براي اين سئوالات ارائه نمودند، كه بيشتر مبتني بر مشاهدات بود و نه حكايات اساطيري. اين دانشمندان اولين اخترشناساني بودند كه فرق بين ستارگان سيار و ثابت را دريافتند و براي مثال گفتند كه ماه و خورشيد و ديگر سيارگان منظومه شمسي ثابت نيستند و در حركت‌اند و ضمنا" خسوف(ماه گرفتگي) و كسوف(خورشيد گرفتگي) و جزر و مد را كشف كردند. با گذشت زمان محققان اقوام ديگر نيز به پژوهش‌گران يوناني پيوستند و فرضيه‌هايي پيرامون طبيعت زمين و ديگر اجرام آسماني ارائه دادند ولي عملا" يك قرن بيش نيست كه آدمي ماهيت واقعي زمين به عنوان سياره‌اي جاندار و زنده و محل آن را در كيهان وسيع دريافته است.

زمين در كجاي كائنات واقع شده است؟

         اين سياره نيلگون با طبيعت آرام و نماي دل‌انگيزش، در بي‌كران جهاني در حركت است كه تصورش وراي امكان و دركش خارج از توانايي بشر است. دركش خارج از توانايي بشر است. كره زمين سومين سياره منظومه شمسي از مجموع نه سياره‌اي است كه در مدار خورشيد گردان است. اين خورشيد، خود يكي از چهارصد ميليارد ستاره‌اي است كه در فاصله 15 هزار سال نوري در داخل كهكشان مارپيچي به نام كهكشان راه شيري كه قطر آن 100 هزار سال نوري بوده و شامل 400 ميليارد ستاره مي‌باشد، واقع شده است. كهكشان راه شيري آن‌سان عظيم است كه اگر بخواهيم آن را در مساحتي به اندازه‌ي خاك ايالات متحده قرار دهيم، حجم كره‌ي زمين تا آن حد كوچك خواهد شد كه چشم آدمي به ياري ميكروسكوپ الكتروني قادر به تشخيص آن نخواهد بود.

         كره زمين چيست؟

         زمين، به استثناء اين كه قادر نيست زمين ديگري را از خود بپروراند، موجودي است زنده. اين زمين و سيارات ديگر منظومه شمسي حدود 5 ميليارد سال پيش در درون "غبار كيهاني" زاده شد و قريب 5 تا 8 ميليارد سال ديگر به طول خواهد انجاميد تا از ميان برود. اين مرگ زماني حادث مي‌گردد كه خورشيد با با انوار حيات‌بخش خود اين سياره را زنده و جان‌دار نگاه مي‌دارد، در طي يك ميليون سال آخر عمر خود انبساط كرده، زمين را در آتش خود فروگرفته، آن را در دمي بخار كرده و بالاخره خود (خورشيد) تبديل به يك ستاره ريزنقش سفيد مي‌گردد.

         كره زمين كي و چگونه به وجود آمد؟

         حدود 10 ميليارد سال قبل، ستاره‌اي كه از هيدروژن اوليه زاده شده بود وفات يافت و منفجر گرديد و تمامي بقاياي اتم‌هاي ئيدروژن و هليوم و نيز اتم‌هاي ساير عناصر سنگيني را كه در كوره‌ي هسته‌اي آن ستاره ساخته شده بود در فضا آزاد نمود.

        

 از اين آوار عناصر، قريب 5 ميليارد سال بعد، خورشيد و بيش از 100 تريليون اجرام كوجك و بزرگ سماوي كه از مواد مختلف گازي، جامد و يخ ساخته شده بودند، به گرد خورشيد در مدارهاي مختلف به گردش درآمدند، و به تدريج با يكديگر برخورد كردند و گاهي به اجرامي كوچك و گاهي بزرگ مبدل شدند، و هرچه بر حجم آن‌ها افزوده شد، افزايش قدرت جاذبه آن‌ها موجب جذب اجرام كوچك‌تري از خود شد. و اين برخوردها، مآلا" بر جرم آن‌ها افزود تا خود يك سياره‌اي مستقل گرديد. بدين شيوه 9 سياره منظومه شمسي: عطارد، زهره، زمين، مريخ، مشتري، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو و همه‌ي ماه‌هاي آن‌ها پاي به عرصه وجود گذاشتند.

         انرژي حاصله از اين تصادم‌ها، موجب افزايش حرارت سطح سياره‌ها شد و در نتيجه باعث رهايي بخارها و گازها گرديد. در همان دوران فساد تدريجي اورانيوم، توريوم و پتاسيم، بر حرارت درون سيارگان افزود و گازها و بخارهاي بيشتري را رها ساخت. در اثر قدرت جاذبه بيشتر اجرام بزرگ‌تر، مانند زهزه، زمين و مريخ، اين گازها بر فضاي سطح هر سياره و اقمار آن‌ها جوي به وجود آوردند كه به تدريج به سبب نبودن جاذبه‌ي كافي در فضا، بعضي از اين اجرام جو خود را از دست دادند.( به همين طريق مريخ نيز كه براي مدت اولين يك ميليارد سال حيات خود داراي رودخانه‌هايي از آب بود، به تدريج قسمت اعظم جو، آب‌ها و و كليه موجودات زنده ميكروسكپي خود را كه به وجود آمده بودند، از دست داد و به صورت صحراي خشك‌زار امروزه خود و با فقط كمي شبنم و يخي را كه در دو قطب آن باقي مانده، درآمده است) 

         در همان حال كه بخار آب و كربن‌دي‌اكسيد ابرهاي متراكمي را به وجود آوردند و زمين نيز به تدريج رو به سردي گراييد، جو زمين به چنان نقطه بحراني رسيد كه ديگر نتوانست بر تراكم خود بي‌افزايد و ابرها به جاي اين كه ضخيم‌تر شوند، انبار رطوبت خود را به صورت باران رها كرد و سيلاب‌ها از آسمان بر زمين سرازير شد. ادامه باران تا ميليون‌ها سال ادامه داشت تا سرانجام نواحي ژرف و گود زمين را پر كرد و اقيانوس‌ها، درياها و درياچه‌ها را به وجود آورد.

         با همين ريزش‌هاي متوالي، كربن‌دي‌اكسيد كه به آساني در آب حل مي‌شود،(نوشابه‌هاي گازدار) در آب اقيانوس‌ها حل شد و اين تركيب با در آميختن مواد شيميايي ديگر در ژرفاي درياها، سنگ‌هاي آهكي و مرمر و ديگر مواد مشابه را ساختند، بنابراين كربن‌دي‌اكسيد به طور مداوم از جو زمين به كف اقيانوس‌هاي اوليه منتقل گرديد و بعدها اين لايه‌ها با بيرون آمدن از قعر آب‌ها تشكيل خشكي‌هايي را دادند كه ما امروز روي آن‌ها زندگي مي‌كنيم.

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 شهاب سنگ چیست؟
شهاب سنگ چیست؟

شهاب سنگ چیست؟

 

شهاب سنگ، اجرام بزرگی هستند که عمومااز سنگ و فلزات تشكيل شده اند.این اجرام وقتی وارد جو زمین میشوند بدلیل اینکه قطر زیادی دارند حدودا(50-100متر)از جو عبور میکنند و دهانه ها و عوارض گوناگونی رااز خود بر جای میگذارند.که از جمله آنها به دهانه بارینجر در آریزونا ودهانه وردفورت در افریقای جنوبی می توان اشاره کرد.
طبقه بندی شهاب سنگ ها
* گروه سنگی(ارولیتهاوکندریتها):
این شهاب سنگها حدود 92 درصد را به خود اختصاص داده اند.
* گروه سنگی_فلزی(سیدرولیتها):
این شهاب سنگها حدود 1-2 درصد رابه خود اختصاص داده اند.
* گروه آهنی(سیدریتها):
مواد تشکیل دهنده این گروه با چگالیهای متفاوت و جدا از هم شهاب سنگ فلزی را تشکیل می دهند و حدود 5-6 درصد را به خود اختصاص داده اند.

سن شهاب سنگها
* سن زمینی:مدت زمانی که بر روی زمین بوده اند.
* سن تابش پرتوهای کیهانی:مدت زمانی که در مداری به دور خورشید می گردند.
* سن پیدایش:مدت زمانی که از اخرین تغییر دمای شهاب سنگ میگذرد.
* سن ما قبل پیدایش:فاصله زمانی بین تشکیل عناصر شیمییایی در ستاره ها تا به کار رفتن این عناصر در شهاب واره ها.

1- شهابواره،شهاب، شهابسنگ،آذرگوی و آتشگوی چیست؟
در فضای منظومه شمسی اجرام سرگردانی وجود دارند که دارای مدارهای مستقلی هستند. این اجرام تا زمانی که در فضا سرگردانند شهابواره خوانده می شوند. وقتی که وارد جو زمین می شوند بر اثر اصطکاک با لایه های مختلف جو به شدت داغ می شوند و می سوزند و درخشش مختصری ایجاد می کنند. اگر این اجرام به طور کامل در جو بسوزند شهاب و اگر تکه هایی از این اجرام به زمین سقوط کنند شهابسنگ نامیده می شوند. آذر گوی ها هم اجرامی هستند که قدری بیش از 4-(بیشتر از قدر سیاره زهره) دارند و آتشگوی ها،آذرگوی هایی هستند که در ارتفاعات مختلفی از سطح زمین منفجر می شوند.


2- خرده شهابسنگ چیست؟
هر ساله حدود 40000 تن سنگ و غبار کیهانی از فضای خارج جو زمین وارد جو می شوند که منشاء شان باقی مانده دنباله دارانی است که مدتها قبل از نزدیکی مدار زمین عبور کرده اند ویا ذرات باقی مانده از شهابسنگهایی هستند که در جو زمین می سوزند. بیشتر این مواد به صورت ذرات میکروسکپی به زمین می رسند که به آنها خرده شهابسنگ می گویند. بررسی این ذرات که از غبار اولیه منظومه شمسی اند دانسته های بسیاری را درباره پیدایش منظومه شمسی و چگونگی پیدایش حیات روی زمین در اختیار ما می گذارند.


3- چرا شهابها به رنگ های مختلفی دیده می شوند؟
اغلب شهابها به رنگ های مختلفی دیده می شوند: سبز،زرد،آبی،قرمز و سفید. دلیل این امر این است که هنگامی که شهابواره ها با سرعتی معادل 10 تا 75 کیلومتر بر ثانیه وارد جو زمین می شوند بر اثر اصطکاک با جو به شدت داغ می شوند و دمای آنها به بیش از 2000 درجه سانتیگراد می رسد. این دمای بسیار زیاد باعث تحریک گازهای اطراف شهاب می شود و گازهای مختلف موجود در جو بر اثر این دمای زیاد داغ می شوند و می سوزند و به رنگ های مختلفی دیده می شوند. مثلاً رنگ سبز بیشتر شهابها از ملکولهای داغ اکسیژن جو گسیل می شوند. نیتروژن رنگ آبی تولید می کند و سدیم موجود در شهابسنگ رنگ زرد. عموماً شهابهای پر سرعت به رنگ سفید دیده می شوند. چون تمام این رنگ ها با هم مخلوط می شوند. ولی وقتی که سرعت شهاب کم شود به رنگ قرمز در می آیند.


4- منشاء شهابسنگها کجاست؟
بیشتر شهابسنگها تکه های کنده شده از خرده سیاره های سرگردان در منظومه شمسی اند. در کمربند سیارک ها بین مدار مریخ و مشتری انبوهی از آنها وجود دارد که برخوردهای پیاپی میان آنها از ابتدای منظومه شمسی تا به امروز تعداد بسیار زیادی تکه سنگهای سرگردان را ایجاد کرده است. این سنگها وقتی از جسم مادر خود کنده می شوند ممکن است میلیون ها سال در فضا سرگردان باشند تا به طور تصادفی به کره ای مانند زمین برسند. منشاء برخی از شهابسنگها با چند سیارک شناخته شده تطبیق داده شده است. به طور مثال شهابسنگهای سنگی یوکریت به احتمال بسیار قوی از سیارک وستا که یکی از شناخته شده ترین سیارک ها است کنده شده اند. اما برخی از شهابسنگها نیز از ماه یا مریخ به زمین می رسند که بسیار نادر و ارزشمندند. این سنگها بر اثر برخوردهای فضایی شدید با سطح ماه یا مریخ به فضا پرتاب می شوند و پس از مدتی سرگردانی به دام گرانش زمین می افتند. تاکنون بیش از 30 شهابسنگ مریخی پیدا شده است. از آنجا که انسان هنوز ماموریت رفت و برگشتی به مریخ انجام نداده است تا نمونه هایی را به زمین بیاورد این سنگها تنها نمونه های مریخ روی زمین اند.


5- شهابسنگها را بیشتر در چه مناطقی می توان یافت؟
شهابسنگها به طور تصادفی در همه جای زمین سقوط می کنند و جایی از سیاره میزبان بهتری برای آنها نیست. اما در پهنه یخزده و سفید پوش مناطق قطبی شهابسنگها را راحت تر از هر کجای دیگر می توان شناسایی کرد. چون در این مناطق بجز سنگ های آسمانی اغلب نشانی از سنگ دیگری نیست و جستجو گران آنها را می توانند از دوردست به خوبی شناسایی کنند. همچنین کویرهای شنی و صحراهای بسیار خشک نیز مانند صحرای آفریقا میزبانان بسیار خوبی برای شهابسنگ ها می باشند.


6- عمر شهابسنگ ها چقدر است؟
در زندگی هر شهابسنگ چهار دوره زمانی مجزا وجود دارد:
1- سن زمینی: منظور مدت زمانی است که از سقوط شهابسنگ بر سطح زمین می گذرد.
2- سن تابش پرتوهای کیهانی: دومین سن هر شهابسنگ دوره ای است که طی آن مانند جرمی کوچک در مداری به دور خورشید می گردید.
3- سن پیدایش: منظور مدت زمانی است که از آخرین رویداد عمده دمای زیاد در شهابسنگ می گذرد.
4- سن ماقبل پیدایش: تقریباً تمام عناصر به جز هیدروژن و هلیم در دل گونه های مختلف ستاره ها پدید آمده اند. این موضوع نه تنها درباره شهابسنگها بلکه در مورد هر آنچه در زمین یافت می شود و از جمله بدن خود ما صادق است. سن ما قبل پیدایش برای هر عنصر فاصله زمانی میان پیدایش آن در یک ستاره تا شرکت آن در تشکیل سیارات یا شهابسنگ ها است.


7- شهابسنگ ها به چند نوع تقسیم می شوند؟
شهابسنگها به طور کلی به سه نوع اصلی تقسیم می شوند: سنگی ، آهنی و سنگی – آهنی.
یافتن شهابسنگ های سنگی مشکل تر است. زیرا از سیلیکات هایی مانند سیلیکات ها ی سنگ های زمینی تشکیل شده اند. شهابسنگ های سنگی آهنی نادرترین نوع شهابسنگ ها هستند. در آنها بلورهای سنگی در زمینه فلز دیده می شود و در مواردی سنگ و فلز با هم مخلوط شده اند. شهابسنگ های آهنی شهابسنگ هایی هستند که عمدتاً از آهن و نیکل تشکیل شده اند.
شهابسنگ های آهنی بسیار کم در معرض هوازدگی قرار می گیرند. بنابر این چندین سال هم که از سقوطشان بگذرد باز هم شکل اولیه خود را حفظ می کنند. ولی شهابسنگ های سنگی را پس از چند سال به دشواری می توان از سنگ های زمینی تمیز داد.


8- چگونه می توان شهابسنگ ها را از سنگهای زمینی تشخیص داد؟
شهابسنگ ها شگلهای گوناگونی دارند که این اشکال در شناسایی آنها به ما کمک می کنند. بسیاری از آنها رویه ای صاف دارند و فاقد لبه های تیزند. روی بعضی از آنها فرورفتگی ها و برجستگی های ملایمی به چشم می خورد. مثل اینکه روی آنها را با نوک انگشت فشرده اند. تا زمانی که شهابسنگ ها کاملاً در معرض هوازدگی قرار نگیرند در درون این فرورفتگی ها آثاری از پوسته سوخته و جوشیده شهابسنگ دیده می شود.
برای اینکه با اطمینان بسیار بدانید که کدام سنگ شهابسنگ است باید چند آزمایش انجام دهید:
1- چگالی سنگ را اندازه بگیرید. چگالی شهابسنگ ها حداقل 3/3 گرم در سانتی متر مکعب است. سنگی را که فکر می کنید شهابسنگ است را به دقت وزن کنید. اگر سنگ کوچک بود می توانید از یک جواهر فروش درخواست کنید آن را وزن کند. سپس حجم سنگ را محاسبه کنید. برای این کار می توانید آزمایش معروف ارشمیدس را انجام دهید. ظرفی را پر از آب کنید و سنگ را توی آن بیندازید. مقدار آبی را که بیرون می ریزد با سرنگ یا پیمانه ای که حجمش مشخص است اندازه بگیرید. حجم به دست آمده در واقع حجم سنگ است.. وزن را بر حجم تقسیم کنید تا چگالی بدست آید. اگر چگالی سنگ بیشتر از 3/3 گرم در سانتی متر مکعب بود احتمال آسمانی بودنش بیشتر است.
2- قطب نمایی را به سنگ نزدیک کنید. اگر عقربه قطب نما منحرف شد باعث خوشحالی است. چون هرچه خاصیت مغناطیسی سنگ بیشتر باشد احتمال شهابسنگ بودنش هم بیشتر است.
3- بخش کوچکی از سنگ را به آرامی با سمباده بسایید. در شهابسنگ های سنگی رگه ها یا دانه های درخشان فلزی دیده می شود. در شهابسنگ های آهنی نیز رگه ها به صورت شعاع های براق دیده می شوند که روی هم افتاده اند. دقت کنید که این شعاع های فلزی را با بلورها و رگه های درخشان کوارتز یا میکای سنگ های زمینی اشتباه نگیرید. با یک ذره بین با درشتنمایی 10 یا بیشتر این رگه ها را بررسی کنید و از زوایای مختلف به آنها نگاه کنید. سطح رگه ها باید مانند سطوح فلزی به نظر آیند. با سوزن تیزی روی آنها خط بکشید. اگر خش نیفتاد رگه ها فلزی اند و سنگ هم به احتمال بسیار زیاد شهابسنگ است.


9- منظور از دانه های کندرول و شهابسنگ های کندریت و آکندریت چیست؟
کندرول ها میراث بازمانده از دوران پیدایش منظومه شمسی اند. در ابر اولیه خورشیدی غبار میان ستاره ای موجود کم کم بر اثر متراکم شدن ابر ذرات بزرگ تر و دانه هایی را ساخت. الحاق این دانه ها تکه سنگ های اولیه منظومه شمسی را ایجاد کردند و برخوردهای پیاپی میان آنها سبب بزرگ تر شدن برخی از صخره ها و ایجاد خرده سیاره های چند ده کیلومتری شد که بلوک های سازنده سیارات بوده اند. شهابسنگ های سنگی به دو نوع کندریت و آکندریت تقسیم می شوند. شهابسنگ های که دارای دانه های کندرول هستند کندریت و آنهایی را که فاقد کندرول باشند را آکندریت می نامند.


10- آیا شهابسنگ ها ارزش مادی دارند؟
سیارک های موجود در کمربند سیارک ها حاوی مواد معدنی بسیار زیادی می باشند. طبق یک تخمین علمی ارزش تمام مواد معدنی موجود در کمربند سیارک ها برای هر انسان روی زمین معادل 100 میلیارد دلار است. البته شکی نیست که استخراج این معادن در حال حاضر بیش از این هزینه دارد. شهابسنگ هایی هم که به زمین سقوط می کنند دارای مقادیر بسیار ناچیزی از این مواد معدنی هستند که این مواد اطلاعات بسیار زیادی را از منظومه شمسی در اختیار دانشمندان قرار می دهد.

 

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 دایناسور ها چگونه نابود شدند؟
 به نظر می‌رسد ردپای شهاب سنگی که احتمالا در حدود ۶۵ میلیون سال قبل دایناسورها و اکثر گونه‌های دیگر حیات در زمین را منقرض کرد، در کمربند سیارک‌ها باقی مانده است.

تحقیقات گروه مشترکی از «موسسه تحقیقات جنوب غربی»(Southwest Research Institute) آمریکا و دانشگاه «چارلز»(Charles) در پراگ، نشان می‌دهد که منشا دهانه «چیکسولاب»(Chicxulub) در شبه جزیره یوکاتان و دهانه «تیکو» در ماه، تکه تکه شدن سیارک «باپتیستینا»(Baptistina) در اثر برخورد با سیارکی دیگر بوده است.

این محققان مشاهدات رصدی و محاسبات ریاضی را به کار گرفته‌اند تا گذشته باپتیستینا و عواقب تکه تکه شدن آن را بررسی کنند. این درحالی است که تنها قسمتی از کار آنان بررسی تاثیرات این واقعه بر زمین و ماه است.

به نظر می‌رسد باپتیستینا که نمونه‌ای از سیارک‌های کاندوریتی کربنی با قطری معادل ۱۷۰ کیلومتر است، از برخورد سیارکی ۶۰ کیلومتری با جسم مادر خود به وجود آمده باشد. ظاهرا این برخورد «خانواده سیارکی باپتیستینا» را به وجود آورده که شامل تعدادی خرده سیارک مشابه با مداری یکسان است. شبیه سازی‌های این گروه، وجود حدود ۳۰۰ جرم با قطر بیشتر از ۱۰ کیلومتر و ۱۴۰۰۰۰ جرم با قطر بیشتر از ۱کیلومتر را در این مجموعه پیش‌بینی می‌کند.

مدار این خرده سیارک‌ها ،بعد از تشکیل، بر اثر جذب و آزاد کردن نور خورشید به صورت گرما٬ بازتر می‌شود. به اعتقاد دکتر «باتک»(Bottke)، پژوهشگر آزمایشگاه تحقیقاتی جنوب غربی، شبیه سازی دقیق این پدیده‌ها و محاسبه مسافتی که هر جرم طی کرده است، نشان می‌دهد که باپتیستینا ۱۶۰ میلیون سال قبل شکسته شده است.

افزایش تدریجی این گروه سبب شده که تعدادی از آن‌ها از کمربند سیارک‌ها به بیرون پرتاب شوند و در مسیر مدار زمین قرار گیرند. محاسبات دانشمندان نشان داده است که در حدود ۲۰ درصد اعضای این خانواده به این ترتیب از آن جدا شده‌اند و در حدود ۲ درصد اجرام جدا شده در مسیر زمین قرار گرفته‌اند. بنابر این تعداد سیارک‌های مهاجم به زمین بسیار افزایش پیدا کرده است.

آمار به دست آمده نشان می دهد که آهنگ ایجاد دهانه‌های بزرگ در ماه و زمین در بازه ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون سال قبل دوبرابر شده است. دکتر «نسورنی»(Nesvorny) از مرکز جنوب غربی آمریکا می‌گوید:”خرد شدن باپتیستینا در ۱۰۰ میلیون سال گذشته، برای مدتی طولانی منشا برخوردهای فضایی با زمین شد. به نظر می‌رسد که این وقایع مطابقت زمانی خوبی با هم دارند.”

دکتر باتک می‌گوید:” ما امروز در پایان این دوره از برخوردها هستیم. شبیه سازی های ما نشان می‌دهند که در حدود ۲۰درصد از سیارک‌های نزدیک زمین (NEO) در گذشته در خانواده باپتیستینا بوده‌اند.

این گروه، سپس با استفاده از شبیه سازی‌های رایانه‌ای به دنبال منشا دهانه‌های چیکسولاب(در زمین) و تیکو (در ماه) رفتند. بسیاری معتقدند که دهانه چیکسولاب، ۶۵ میلیون سال قبل در برخورد «کی-تی»(KT) که منجر به انقراض نسل دایناسورها شد، به وجود آمده است. این گروه نشان داد که به احتمال بسیار زیاد منشا هر دو دهانه از خانواده باپتیستینا است.

البته همان‌طور که دکتر «وکروهیلکی»(Vokrouhlicky) از دانشگاه پراگ می‌گوید، این احتمال برای تیکو کمتر است. دانشمندان این احتمال برای چیکسولاب را حدود ۹۰درصد و برای تیکو حدود ۷۰ درصد می‌دانند.

از سوی دیگر،دکتر باتک از رابطه کمربند سیارک‌ها و شرایط طبیعی زمین می‌گوید:”احتمالا حوادث بیشتری در کمربند سیارک‌ها با اتفاقات زمین، ماه و دیگر سیارات مرتبط است. ما در جستجوی آن‌ها هستیم.”

البته  برخی محققان این نظریه را رد می کنند و می گویند فوران های عظیم آتشفشانی که با بالا رفتن درجه حرارت و برخورد چندین سیارک به زمین توام بود، به نابودی دایناسورها و اکثر موجودات زنده منجر شد.

بحث بر سر چگونگی از بین رفتن دایناسورها بر اثر عوامل خارجی بسیار است و البته نظرها متفاوت اما اگر کمی تعمق کنیم نتیجه می گیرم که حتی اگر شدت برخورد این شهاب سنگ بسیار بالا بوده و فوران های اتش فشانی هم به حداکثر فوران رسیده باشد ایا موجوداتی چنین مقاوم که سالیان  مدیدی بر کره زمین فرمانروایی می کردند می بایست با بروز چنین پدیده ای جای خود را به ما پستانداران بدهند و همگی یکباره نابود شوند ؟

دایناسورهای غول پیکری چون تی رکس ( لیزارد بیرحم )، پاراسارولوفوس ( مادر خوب ) ، ولاسی رپتور البته ۱۸۰ cm  میاساروس ، و دایناسورهایی مقاومی به مانند : انکی لوسوروس ، تری سراتوپس ( صورت سه شاخی )  پیستیکوساروس ( باله اژدهایی ) یا پرندگان غول اسایی مثل تراداکتیل ها یا سراداکتیل ها به ناگاه ناپدید شوند و تنها استخوان های بزرگشان را برای ما به یادگار بگزارند و حتی یک گونه از انها نمانده باشد …

البته عده دیگری هم بر این باورند که باعث و بانی انقراض چنین موجودات بزرگی تنها خودشان می توانند باشند شکار بیش از حد یک شکارگر که منجر به انقراض گونه ای علف خوار شده یا زاد و ولد بیش از حد گوشتخواران بزرگ که جمعیت علف خواران را تهدید می کرد به هر صورت بحث درباره این مسئله زیاد است و خوشحال می شوم اگر دیگر دوستان اطلاعاتی دراین باره میدانند یا جمع اوری کردند در این بحث شرکت کنند .

▪ نخستین فسیل دایناسورها چگونه پیداشد؟
درسال ۱۷۸۰(۱۱۵۹ ه .ش . ) معدنچیان یک معدن گچ نزدیک شهر ماستریخت درساحل رود موز درجنوب هلند چیز عجیبی یافتند.آنهامیان سنگ های استخراج شده , سنگواره استخوانی ناشناخته را کشف کردند که ظاهراً عضوی از اندام جانوری غول پیکر بود. آنان یافته خودرا به یک فیزیکدان نشان دادند واو بی هیچ شک وتردیدی گفت که آن فسیل یا سنگواره (بقایای سنگ شده موجود زنده آرواره تحتانی واستخوان جمجمه یک نهنگ عظیم است.دانشمند کالبد شناس دیگری ازهلند به نام آدریان کمپر معتقد بود که ان استخوانها بقایای یک سوسمارغول آساست که طول آرواره های آن ۲/۱ متربوده است .
چون فسیل درزمینهای کلیسای ماستریخت پیدا شده بود کشیش سرپرست کلیسا آن را درموزه خصوصی خود به نمایش گذاشت .هنگامی که نیروهای فرانسوی درسال ۱۷۹۵ ماستریخت را تصرف کردند, آن فسیل را به پاریس انتقال دادند درآنجاافسرس فرانسوی مدعی شد که آن استخوانهای بقایای یک کروکودیل است.
دانشمندفرانسوی دیگیری به نام بارون کوویر موافق نظر کمپر بود واستخوانهارا مربوط به آرواره های سوسماری بسیاربزرگ دانست .این یافته عجیب بالاخره درسال ۱۸۲۸ میلادی نامگذاری شد.پزوهشگرانگلیسی این جانور را به افتخارکالبد شناس هلندی ونیز نام رودخانه موز که استخوانها درنزدیکی آن پیدا شده بود , موسازروس کمپری نامید.زروس وازه ای یونانی وبه معنای خزنده میباشد.

● ایگوانودون چگونه نامگذاری شد؟
درانگلستان نیز سنگواره های مشابهی پیدا شد.درسال ۱۸۲۰ دوطبیعیدان انگلیسی درمعدنی ازسنگ های مطبق متعلق به دوران زوراسیک میانی بقایای خزنده گوشتخوار غول پیکری را کشف کردند که آن را مگالوزروس (خزنده بزرگ ) نامیدند.دوسال بعد همسر پزشکی انگلیسی به نام گیدئون مانتل درمعدنی واقع درجنوب انگلستان که ازسنگ های آن درجاده سازی استفاده میشد قطعه سنگی را یافت که درآن اثر دندانهای عجیب دیده میشد.
دکترمانتل درآن معدن آثاردیگری ازسوسماری بسیاربزرگ را کشف کرد.ابتدا بارون کوویر آ ن آثاررا مربوط به یک کرگدن میدانست دکترمانتل آن سنگواره ها را به جانور شناس دیگری نیز که پزوهش های زیادی درباره سوسمارهای آمریکای جنوبی کرده بود نشان داد.اواین شباهت داندانهای یافته شده را با دندانهای ایگووانا یا سوسمارهای بزرگ گیاهخوار تشخیص داد وبه این دلیل آن جانور ناشناخته را ایگوانودن (دندان سوسماری )نامید.
اززمان نخستین نشانه ها یعنی از۱۶۰ سال پیش تاکنون دربسیاری ازنقاط کره زمین استخوانها ونیز اسکلت های کامل این نوع ازخزندگان درحفاریها به دست آمده است .

ازسال۱۸۴۰(۱۲۱۹ ه . ش )به پیشنهادطبیعیدان انگلیسی ریچارد اون , این جانوران به نام یونانی دایناسور ( خزنده ترسناک ) خواندند. امروزه دربسیاری ازشهر های جهان موزه هائی با مجسمه ها یا تصویرها یا اسکلتهای این جانوران یافت میشوند. جانورانی که از۶۵ تا ۲۰۰ میلیون سال پیش فرمانروایان بی رقیب زمین بودند.
● سوسمارهای نخستین چه زمانی پدید آمدند؟
دردوره پرمین ودوره تریاس خزندگان نخستین که با نام تریومورف ( پستاندارگونه ) شناخته میشوند برزمین حکمفرما بودند.قدیمی ترین آنها پلیکوزروس ها بودند که درمناطق استوائی می زیستند. نسلهای بعدی یعنی تراپسید ها تا مناطق سردترنزدیک قطب ها پراکنده شدند.پس ازسپری شدن دوره این جانوران دوره طولانی دایناسورها آغاز شد.پیشینیان آنها را سوسمارهای نخستین می نامند.

نخستین( سوسمارهای نخستینی) که تاکنون شناسائی شده پروتروسوکوس است که دردوره تریاس میزیست وازماهیان ودوزیستان تغذیه میکرد.این جانور شبیه کروکودیل های امروزی بود.چندی بعد یعنی حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش , یکی ازخویشاوندان نزدیک پروترسوکوس پدید آمد که امروزه آن را پویارکریا مینامیم .
این جانور خزنده کوچکی بود که روی دوپا می دوید طول بدن یوپارکریا بین ۶۰ سانتی متر تایک متربود.پاهای این جانورکمی بلندترازدستهایش بود . بالاخره دراین زمان یعنی دراواخردوره تریاس نخستین دایناسورواقعی یعنی اورنیتوسوکوس که یکی ازنوادگان یوپارکریا بود پدید آمد.
طول بدن این موجود دوتاسه متر بودوآرواره هائی ترسناک با دندانهای دشنه ای تیزداشت . پشت وپهلوی جانوربا صفحات استخوانی پوشیده شده بود. این استخوانها درناحیه گردن تبدیل به تیغهای استخوانی تیزی میشد که این بخش حساس بدن جانور را ازآسیب درامان نگاه میداشت ارنیتوسوکوس نیای همه کانی ور های گوشتخواران بزرگی است که دردوره های زوراسیک وکرتاسه تکامل یافتندوبرزمین حاکم شدند.
● نخستین دایناسورها گیاهخواربودند؟
دراواخردوره تریاس جانورجالبی پدید آمد که دانشمندان , چندین اسکلت آن را درآلمان وانگلستان یافتند تکودونتوزروس , جانوری دوتاسه متری با گردنی دراز وسری کوچک بود. این جانور هم دندانهائی شبیه گوشتخواران داشت با این تفاوت که این دندانها نوک تیز نبودند. دراین جانور علائم تغییرروش زندگی به چشم میخورد.غذای اصلی اوگیاه بود گرچه شاید ازشکار وخوردن خزندگان کوچک نیز دریغ نداشت . به این ترتیب اونیای سوروپپودها به شمار می آید که فقط ازمواد گیاهی تغذیه میکرد.
دایناسورها دردوران زندگی ۱۴۰ میلیون ساله خود انواع بسیارمتنوعی را پدید آوردند.آنها مدام درحال تغییر وتحول بودند ودرصد ها شکل مختلف ظاهر شده وتکامل یافتند. درعلم دیرین شناسی ( علم شناخت سنگواره ها وبقایای زندگی گیاهی وجانوری کهن ) دایناسورها به گروه اصلی , یا آنطورکه زیست شناسان میگویند به دوراسته دایناسوری تقسیم میکنند.دایناسورهائی با لگن خاصره سوسماری یا راسته سوسمارگونه ها ودایناسورهائی با لگن خاصره پرنده ای یا راسته پرنده گونه ها. این دوگروه همانطورکه ازنامشان پیداست پیش ازهرچیز براساس شکل وحالت استخوانهای لگن خاصره ازیکدیگر قابل تشخیص اند.
● دایناسورها چگونه رده بندی میشوند؟

هردورسته ای که دربالاذکرشد به زیر راسته های کوچکتری تقسیم میشود .سوروپود ها یا دایناسورهای فیل پا – گیاهخواران عظیم الجثه ای که بخشی ازاوقات خودرا درآب بسر میبردند وبرروی چهارپا راه میرفتند- تروپودها یا دایناسورهای چنگالدار که برروی دوپا راه میرفتند وگوشتخواربودند – زیر راسته سوسمارگونه ها به شمارمی آمدند.
راسته پرنده گونه ها نیز به چهارزیر راسته تقسیم میشد. اورنیتوپودها ( دایناسورهای پا پرنده ای ( دایناسورهاس شاخدار) استگوزروس ها ( دایناسورهای خاردار) وآنکیلوزروس ها (دایناسورهای زره دار).
درحالی که پیشینیان سوروپودها تروپودها وارنیتوپودها دردوره تریاس هم یافت میشدند سه دسته آخر بعدازاین دوره پدید آمده وتکامل یافتند.
استگوزروس ها دردوره زوراسیک  حدود ۱۹۰ میلیون سال پیش –آنکیلوزروس ها دردوره کرتاسه حدود چهردسته آخر درواقع کاملاً گیاهخواربودند .برخلاف ارنیتوپودها که برروی دوپا راه میرفتند نوادگان آنها یعنی سراتوپس ها برروی چهار پا راه میرفتند. استگوزروس ها وآنکیلوزروس ها نیز برروی چهارپا را ه میرفتند وزره استخوانی ضخیمی بدنشان را پئشانده بود.
این زره دراستگوزروس ها ازصفحات استخوانی راست ایستاده نوک تیز تشکیل میشدودرآنکلیوزروس ها میتوانست مانند لاک لاک پشت به زره محافظ بسته ای تبدیل شود. درصفحات بعد درباره شماری ازمهمترین ومشهورترین دایناسورها صحبت میشود.
● براکیوزروس چگونه میزیست ؟

به دلیل شیوه خاص زندگی براکیوزروس سوراخ های بینی این جانور برروی یک برآمدگی دربالای سرش قرارداشت به این ترتیب میتوانست طوری خودرادرآب پنهان کند که فقط سوراخهای بینی اش پیدا باشد.
این جانور اغلب ازگیاهان آبزی تغذیه میکرد.اودرآب می ایستاد ومی چرخید وفقط برای تخمک گذاری به خشکی می آمد . به نظر میرسد که این روش زندگی حتی برای دایناسورها هم یکنواخت وکسل کننده بوده باشد.
به حال دانشمندان امروز دیگربه زندگی یکنواخت این جامور اعتقاد چندانی ندارند.آنها به این مسئله استناد میکنند که سوسماربازوپا حدود ۱۵ متر ارتفاع داشته است این بدان معنی است که اگراین جانور تا سئراخهای بینی خود درآب فرومیرفت سینه وشش هایش حدود ۱۲ مترزیر آب قرارمیگرفت .ولی دراین عمق آب چنان فشاری دارد که تنفس برای مدت طولانی تقریباً غیر ممکن است . البته انسان میتواند حتی خیلی بیشتر ازاین عمق نیز درآب فررود , ولی شناگری که چنین کاری میکند تنفس نمیکند بلکه هوا را درشش های خود نگاه میدارد.
براکیوزروس دراواخر دوره زوراسیک پدید آمد ودراوایل دورره کرتاسه نابود شد .بنابراین دوران زوال این جانور همزمان بادوران شکوفائی وتکامل دیگردایناسورها بود.
یکی دیگر ارهیولاهای این زیر راسته دیپلودوکوس نام داشت که معنی آن دوالواره است .اگرانسان به این جانور بنگرد متوجه میشود که گردن دراز ودم بلند آن به دوالوار بلند شباهت دارد. دیپلودوکوس با ۲۸ متر طول تنها کمی کوتاهتراز براکیوزروس بود ولی درعوض بسیارسبکترازآن بود.این جانور غول پیکر فقط ۴۰ تن وزن داشت زیرا ستون فقرات وهمه استخواهنهای دیگربدنش توخالی وپوک بود. به جز چهرپای ستون مانندش – توخالی بود.استخوانهای پای این جانور توپر بود چون بایستی وزن بسیار زیادش را (حدوداً معادل وزن ۵۰ دستگاه اتومبیل پیکان ) تحمل میکرد.
هریک از پاهای دیپلودوکوس پنج انگشت داشت که سه انگشت وسط دارای چنگالهای شاخی بود.دوانگشت جانبی دیگر درپوشش مقاوم بزرگی قرارداشت .به همین دلیل این جانور رافیل پا میخوانندو هریک ازپاهای جلودارای یک چنگال بود که برروی انگشت شست قرارداشت .این چنگال مانند یک قلاب ازلیز خوردن جانور برروی گل ولای جلوگیری میکرد.
● خطرناکترین جانور دوره زوراسیک کدام بود؟
دردوره زوراسیک (۱۹۰ تا ۱۳۶ میلیون سال قبل ) الوزروس که ازدایناسورهای زیرراسته تروپود ها بود فرمانروای بی رقیب تمام موجودات زنده خشکی به شمار می آمد.این حیوان فقط ازگوشت دیگر دایناسورها تغذیه میکرد .طول بدن او ازنوک دم تا آرواره های بسیار بزرگش ۱۱ متر – یعنی تقریباً به اندازه یک اتوبوس بزرگ بود. این جانور برروی پاهای عقبی سنگین ونیرومندش راه میرفت .چون وزن الوزروس حداقل دوتن بود مطمئناً خیلی چالاک نبود .ولی بازهم به نسبت چالاکترازبسیاری ازطعمه های خود محسوب میشد.دم بلند وکلفتش به اوکمک میکرد که براحتی روی دوپا راه برود.
هرچند که تعدادی ازدایناسورهای گیاهخوار بسیاربزرگتر وسنگین تر ازالوزروس بودند , نمی توانستند دربرابر این جانور ازخوددفاع کنند. به این دلیل آنها ترجیح میدادند که تقریباً به طور دائم درآب زندگی کنند تا ازدست این درنده خطر ناک درامان باشند.

هنگامی که الوزروس جانوری راتکه تکه میکرد وپس از خوردن آن برای هضم آن چرت میکرد به خوابی کوتاه فرومیرفت ,دیگرگوشتخواران کوچک گرد میآمدند تاآنچه ازهیولا باقی گذاشته بود بخورند.یکی ازاین جانوران کومپسوگناتوس بود که فقط ۳۰ سانتمتر طول داشت وکمی بزرگتر از یک مرغ نبود وکوچکترین دایناسور گوشتخوار به شمارمی آمد.
این درنده کوچک ازسوسمارهای پرنده کوچک ونیزازحشرات به عبارت دیگرازجانوران گریز پا وچست وچالاک تغذیه میکرد. این جانور با پاهای بلندی که مناسب دویدن ودستهای کوچکی مناسب چنگ زدن بود, به بهترین وجه بااین نوع زندگی سازگاربود .احتمالاً پیشینیان پرندگان شکل وشمایلی مشابه این جانور داشتند ولی بازوهایشان بلندتر بوده است .
● چرا پسیتاکوزروس منقاری شبیه منقار طوطی داشت ؟
یکی ازپیشینیان سراتوپس ها پسیتاکوزروس ( سوسماری طوطی منقاری ) بود که دراوایل دوره کرتاسه می زیست .این جانور بخاطر منقار قلاب مانندخود که شبیه منقارطوطی بود به این نام خوانده شد.
ازاین جانور دومتری دوره کرتاسه اسکلتهای کامل وسالم فراوان وتک استخوانهای زیادی درمغولستان به دست آمده است .این نوع دایناسور دراواخر دوره آغازین کرتاسه پدید آمد دراین دوره بسیاری اردایناسورهای گیاهخوار مجبور شدند که نوع غذای خودررا تغییر دهد .چرا که علاوه بر گیاهان هاگدار( ازقبیل سرخس ها دم اسبیان وپنجه گرگیان ) گیاهان گلدارنیز رشد ونموکردندوفراوان شدند.

درپی این تغییرات شرایط گیاهی دربرخی از اورنیتوپپودها یک دندان برنده وتیز تکامل یافت وآرواره ها عضلات آرواره هانیرومند تر شدتا این جانوران بهتر بتوانند با دندانهایشان شاخه هارا قطع کنند.به این ترتیب سپر محافظ گردن , یعنی نشانه بارز زیرراسته سراتوپس ها نیز پدید آمد .احتمالاً این نشانه درابتدا سپر محافظ نبود بلکه نقطه اتصال ماهیچه های نیرومند آرواره ها به شمار می آمد.این دایناسوربرای تغذیه ازموادگیاهی سخت ترومقاومتر به این آرواره ها احتیاج داشت .
نخستین سراتوپس واقعی یعنی پروتوسراتوپس , تاکنون فقط درمغولستان پیداشده است . نام یونانی این جانور به معنی نخستین شاخدار است . البته این جانور دومتری اصلاً شاخ نداشت , ولی چون نیای همه اعضای خانواده دایناسورهای شاخدار به شمار می آید این نام را به اوداده اند.
● آخرین دایناسورهائی که پدید آمدند ازکدام گروه بودند؟
پروتوسراتوپس وخانواده اش , آخرین دایناسورهائی بودند که درروی زمین ظاهرشدند.این جانور برروی چهارپای کوتاه راه میرفت وشکم خودرا کاملاً نزدیک به زمین نگاه میداشت . این حیوان بدنی مانند سوسمار پهن وچهارشانه وسری فوق العاده بزرگ با منقاری همچون منقار طوطی داشت .این منقار قلاب مانند روی آرواره فوقانی وبرآمدگی بینی رشد کرده بودگردن وشانه های این جانور یقه استخوانی بزرگی داشت .با اینکه طول بدن اودومتربود ارتفاع پشتش بیشتراز۷۵ سانتی مترنبود وکمی بلندترازیک سگ به نظر میرسید این حیوان تقریباً دوتن وزن داشت .
پروتوسراتوپس برای ماآشناترین دایناسوراست . مجموعه کاملی از تخم های این حیوان درمراحل مختلف پیداشده است .علاوه برآن اسکلت های فراوانی ازاین جانور به دست آمده است که با کمک آنها تمام مراحل رشد این دایناسور درموزه ها بازسازی وبه نمایش گذاشته شده است .
وقتی که پروتوسراتوپس ازتخم خارج میشد سر کوچکش فاقد یقه استخوانی چیین داربود. این صفحه استخوانی هنگامی که حیوان بزرگترمیشد دورگردن اوپدید می آمد. همانطور که میدانیم یقه استخوانی نقطه اتکا واتصال ماهیچه های گردن وآرواره ها بود. اماحسن دیگری هم داشت این عضو برای محافظت گردن نیز به کارمیرفت .درندگان برای کشتن طعمه خود نخست گردن آن را گازمیگیرند.

تئوریهای دیگر :

** فعالیت آتشفشانی بی اندازه زیاد که با باران اسیدی همراه شده، می توانسته آب و هوای زمین را به قدر کافی تغییر دهد تا ماشه یک انقراض دسته جمعی کشیده شود. آخر دوره کرتاسه زمان فعالیت تکتوینک (حرکات پوسته زمین) و به همراه آن فعالیت آتشفشانی بود. در آن زمان قاره عظیم پانگه آ از هم جدا می شد و قاره ها در جای امروزیشان قرار می گرفتند. فعالیت آتشفشانی خیلی زیاد، گرد وغبار و مواد شیمیایی اسیدی (مثل اسید سولفوریک) را به داخل جو پرتاب می کرد که باعث خنک شدن کره زمین و شاید انقراض دسته جمعی شده باشد.

** تغییرات در مدار زمین که می توانسته باعث خنک شدن زمین از نظر آب و هوایی شده باشد و به انقراض دایناسورها انجامیده باشد. در این شرایط، دایناسورها نمی توانستند خودشان را با سرما تطبیق دهند اما پستانداران خزدار می توانستند با این شرایط کنار بیایند. هنگامی که دوره کرتاسه روبه پایان می رفت سطح دریاها شروع به پایین رفتن کرد که باعث شد خشکی ها در همه قاره ها بیشتر از نظر فصلی و اختلاف دمای استوا و قطب ها تحت تأثیر قرار بگیرند.

** پستانداران تخم های دایناسورها را می خورند که همین ممکن است باعث انقراض دایناسورها در کرتاسه- ترتیاری شده باشد. این تئوری توضیح نمی دهد که چرا گونه های خیلی زیاد دیگری هم رو به انقراض رفتند یا چرا در لایه کرتاسه- ترتیاری از نظر شیمیایی ناهنجاری هایی هست .

** مقدار زیاد متان، جو زمین را تغییر می دهد (باعث اثر گلخانه ای می شود). منبع متان باید از رسوبات علف ها و جلبک های عمق دریا و یا نتیجه گوارش دایناسورهای گیاهخوار باشد.

** کم شدن خوراک دایناسورهای گیاهخوار و کم شدن امکان انتخاب شکار و غذا در دایناسورهای گوشتخوار به خاطر کم شدن دایناسورهای گیاهخوار می توانسته باعث گرسنگی دسته جمعی دایناسورها شده باشد.

تحقیقات جدید و تئوری های قدیمی : شهاب حجیم آسمانی عامل انقراض دایناسورها  بوده است .
دانشمندان با ارائه تئوری های متناقض جدیدی از برخورد یک شهاب آسمانی عظیم الجثه به زمین در ۶۵ میلیون سال پیش که منجر به از بین رفتن دایناسورها و بسیاری از گونه های جانداران شده، خبر دادند.

یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه میسوری کلمبیا با آزمایش روی رسوبات سنگی به دست آمده از پنج قسمت مختلف اعماق اقیانوس اطلس از نظریه انقراض گروهی جانداران به وسیله یک شهاب آسمانی بزرگ و حجیم حمایت کردند.

دانشمندان معتقدند: یک شهاب آسمانی به عرض تقریبی ۶ مایل ۵/۶۵ میلیون سال پیش در اواخر دوران کرتاسه با زمین برخورد کرده است. تاثیر این برخورد بروز فاجعه زیست محیطی در سراسر جهان بوده به طوری که مقادیر زیادی صخره و گرد و غبار را در آسمان پخش کرده، تسونامی های بزرگی را خلق کرده، مواد آتش زای بسیاری را تولید کرده و سال ها زمین را در تاریکی فرو برده است.

در جریان این برخورد دایناسورها که ۱۶۰ میلیون سال بر زمین حکمرانی کرده بودند، محکوم به فنا شدند. همچنین خزندگان دریایی و هوایی، صدف های دریایی و بسیاری از گونه های پلانکتون های دریایی از بین رفتند. پرندگان نیز صدمات زیادی دیدند اما زنده ماندند. در این بین پستانداران جان سالم به در بردند و سرانجام حاکمیت زمین را از آن خود ساختند.

دانشمندان ۲۶ سال پیش یک رشته اریدیوم – فلزی نادر در زمین اما رایج در سنگ های آسمانی – یافتند که قدمت آن به اواخر دوران کرتاسه باز می گشت و از آن زمان به بعد نظریه برخورد سنگ فضایی بزرگ به زمین شدت گرفت. همچنین اکتشاف دهانه آتشفشان Chicxulub مربوط به همان دوره  از سوی دانشمندان به عنوان عامل از بین بردن بسیاری از جانداران در نظر گرفته شد.

اما گروهی از محققان دانشگاه “پرینستون” تئوری جنجالی دیگری را ارائه دادند مبنی بر اینکه آتشفشان Chicxulub در واقع قبل از نابودی دایناسورها رخ داده و بدین ترتیب عامل انقراض گروهی این جانداران نبوده است.

این دانشمندان اظهار داشتند: تکه های بزرگ صخره های فضایی به زمین برخورد کرده و به زندگی دایناسورها پایان داده است. هر یک از نمونه های سنگ های آسمانی یافت شده در نزدیکی دهانه آتشفشان مذکور احتمالا تحت تاثیر وقایعی چون زلزله و رانش زمین قرار گرفته است.

یک تئوری جدید :
امروزه نظریه ی بیماری دایناسورها پیشرفت دیگری داشته است و در قالب کتابی به نام، چه چیزی دایناسورها را آزرد؟ توسط انتشارات دانشگاه Princeton به چاپ رسیده است.
نویسندگان این کتاب، جرج و رابرت پینر(George and Roberta Poinar )(جرج یک جانور شناس در دانشگاه ایالت اورگن و یکی از موسسان سازمان بهداشت جهانی و مشاور بیماریهای مسری وعفونی است) متخصص در محافظت از حشرات دیرینه (باستانی) در فسیل صمغ درختان کاج (یک عنصر کلیدی مهم در فیلم پارک ژوراسیک) و همچنین متخصص در ساختار فسیل شده ی دایناسورهاست. در میان چیزهای دیگری که به آن دست آوردند، ساس ها، کنه ها، کرمها، حشرات گزنده و خیلی چیزهای کثیف و نامطبوع دیگری هم یافتند. انگلهای کوچک عفونی، نوعی کرمهای انگلی حلزونی، مگسهای گزنده وانواع مختلف چیزهای نامطبوع وکثیف دیگر از جمله انگلهای روده ای که به همان دوره ی زمین شناسی کرتاسه بر میگردد کشف کرده اند.
پوینارها(جرج و روبرتا پوینار)(Poinars) همچنین برخی از این حشرات را که، ناقل بیماریهای مالاریا و لیشمانیا هستند را از این فسیل ها استخراج کردند. از قرار معلوم این عوامل بیماری زای کنونی از همان موقع به این زمان رسیده است بر خلاف آنها دایناسورها بودند که همان زمان دوام نیاوردند و منقرض شدند.
نویسندگان این کتاب ادعا نمی کنند که همه ی دایناسورها در یک بیماری بزرگ همه گیر مرده اند بلکه اعتقاد دارند، تا اندازه ی زیادی ضعیف شدن آنها بر اثر بیماری های مداوم و همینطور دیگر حوادث و فجایع از قبیل حوادث طبیعی و آتشفشانها (همه اینها با هم) توانستند آنها را به طور کامل از پا درآورند.
پوینارها(Poinars) هنوز تا حدی نتوانستند در مقابل نمایشهای هالیوودی مقاومت کنند. یکی از نقل قولهای برجسته از این کتاب این است: بزرگترین حیوانات روی زمین یعنی دایناسورها در یک مبارزه ی میان مرگ و زندگی با حشرات برای بقا گیر افتادند.
دیگر تئوری که در زمینه دوره ی زمین شناسی کرتاسه مطرح شده است، مقاله ای است که در روزنامه Science، روز سه شنبه به چاپ رسید. از بسیاری از شواهد، این امری حتمی است که در آن دوره، جهان خیلی گرمتر بوده است (که به دلیل برخورد یک ستاره دنباله دار و شروع یک دوره یخبندان سریع دایناسورها از بین رفتند) حدود ۹۰ میلیون سال پیش در یک دوره زمانی که تورونیان(Turonian) نام گرفت همه چیز به طور بخصوصی از گرما برشته شدند در خیلی از جاهایی که سالها فوق گرم خانه(”super-greenhouse”) نام داشتند درجه حرارت سطح اقیانوسها تا ۱۰۰ درجه فارنهایت هم رسید و به همین دلیل بیشتر نهنگ ها به سوی آبهای قطب شمال پیشروی کردند.
بنابراین چگونه امکان دارد که در همان زمان در قطب جنوب کوههای یخی عظیمی وجود داشته باشد؟ کارشناسان آب وهوایی پاولو(Paleo) قبلا کمی از نشانه های این چیز عجیب وغریب را دیده بودند ،ولی مقاله جدید روزنامه ی Science به طور کاملتری به آن پرداخته است. آندره بارنمان(Andre Bornemann) از موسسه اقیانوس شناسی اسکریپس(Scripps) به همراه تعدادی از همکارانش از طریق تجزیه وتحلیل میزان ایزوتوپ اکسیژن ۱۸ – بر روی فورامینی فرا(Foraminifera) (نوعی پلانکتون) ، موجودات ریز و صدف دار دریا ،که در آن دوره ی زمانی میزانشان افزایش پیدا کرده بود اطلاعاتی بدست آوره اند.
این مشخص شد که وقتی آب دریا بخار شد و باز به زمین برنگشت (نشان دهنده این است که در جای دیگری به صورت منجمد گرفتار شده است)، باعث می شود که نسبت اکسیژن -۱۸ به اکسیژن -۱۶ در آب دریا تغییر کند (O-۱۸ سنگین تر است بنابراین کمتر بخار می شود). فورامینی فرا(Foraminifera) تاثیر گذار نبودند، آنها فقط اکسیژن را هر کدام به شکلی در داخل پوستشان جای می دهند.

آنچه که محققان کشف کرده اند، یک دوره چند صد هزار ساله است زمانیکه که صدف های فورامینی فرا(Foraminifera) با وجود کوه های یخی بطور فوق العاده ای به اکسیژن -۱۸ دست می یافتند. اگرچه تغییرات در دمای اقیانوس می تواند میزان اکسیژن را هم دگرگون کند، به هر جهت دمای سطح های پایین دریا را تغییر نمی دهد و اتفاقات در سطح بالای دریا هم مهم نیست. با این حال وجود ساکنین سطح پایین دریا یعنی فورامینی فرا نشان دهنده یک عدم توازن اکسیژن است که بر تاثیرات یخها دلالت می کند.
هیچ کس نمی تواند توضیح دهد که چگونه می توان کوههای یخی در یک دنیای بسیار گرم داشته باشید و اما تا کنون هیچکس نیز نتوانسته توضیح دهد که اصلا چگونه جهان به این گرمی شده است.

فرضیه‌های عجیب :

برخی از این فرضیه‌ها عقیده‌هایی هستند دور از ذهن و بعضی دیگر نیز از نظر شواهد و مدارک نارسا هستند. البته این موضوع را باید توجه داشت که برخی از این فرضیه‌ها جنبه علمی ندارد و یا دور از ذهن هستند.
۱) افزایش دی‌اکسید کربن جو، که افزایش آن موجب نابودی دایناسورها و به ویژه تخم‌هایشان شده است.
۲) راکد شدن آب اقیانوس‌ها ـ برخی بر این عقیده‌اند که در اواخر کرتاسه به دلیل افزایش دی‌اکسید کربن جو، آب اقبانوس‌ها ساکن گردید. راکد شدن آب باعث شده است که اکسیژن کافی برای ادامه حیات بسیاری از موجودات دریازی وجود نداشته البته این افزایش تنها برای انقراض حیوانات دریازی درست است.
۳) گردوغبار موجود در جو ـ وجود گردوغبار ناشی از فعالیت آتشفشان‌ها موجب تغییرات آب و هوایی و کاهش میزان تابش نور خورشید به سطح زمین شد و مواد ناشی از آتشفشان‌ها موجب نازک شدن پوستة تخم دایناسورها گردید و آب موجود در تخم‌ها تبخیر می‌شد و جنین از بین می‌رفت.
۴) تغییر در حداقل و حداکثر درجه حرارت ـ این تغییرات در زمان‌های کوتاه باعث شد که دایناسورها نتوانند خود را با شرایط جدید سازگار کند و موجب نابودی آنها گردید.
۵) گرم شدن هوا در اثر افزایش دی اکسید کربن ـ کاهش تولید اکسیژن توسط گیاهان و جلبک‌ها باعث افزایش دی‌اکسید کربن جو گردید و نتیجة آن گرم شدن آب و هوا بود. این امر باعث گرمازدگی و مرگ دایناسورها در فصول گرم شد.
۶) آب و هوای سرد ـ سرد شدن آب و هوا مانع رشد جنین درون تخم‌ها شد و جنین قبل از تولد می‌مرد. کاهش دما همچنین کاهش تولید مثل را نیز همراه دارد و نیز دایناسورها به علت خونسرد بودن نمی‌توانستند هوای سرد را برای مدت طولانی تحمل کنند.
۷)خشک و مربوط بودن هوا ـ خشکی بیش از حد یا رطوبت بیش از حد شرایط ادامه حیات را دشوار می‌کرد.
۸) تغییرات آب و هوا براثر انفجار یک سوپرنوا ـ این انفجار باعث ایجاد صدماتی در لایه اوزون شد و ابرهای بزرگ یخی را در بالای جو تولید کرد که سردشدن کره زمین را در پی داشت.
۹) رقابت با دیگر حیوانات ـ کمبود غذا باعث رقابت و از بین رفتن دایناسورها شد.
۱۰) نابودی برگ‌های گیاهان توسط کرم‌ها و آفت‌ها ـ این جانوران باعث از بین رفتن گیاهان شدند و در نتیجه باعث از بین رفتن دایناسورهای گیاهخوار و به دنبال آن دایناسورهای گوشتخوار شد.
۱۱) تغییرات ژنتیکی ـ جهش‌های ژنتیکی باعث بوجود آمدن ویژگی‌های خاص فیزیولوژی و زیستی شد که مطابق با شرایط محیطی نبود.
۱۲) نازک شدن پوسته تخم دایناسورها ـ وجود عوامل مختلف زیستی و فیزیولوژی خزنده باعث نازک شدن پوسته تخم و از بین رفتن جنین شد.
۱۳) تشکیل تخم‌هایی با پوسته چند لایه‌ای ـ براثر نقص‌های هورمونی و وژنتیکی باعث بوجودآمدن تخم‌های چند لایه‌ای شد و این امر باعث شد که نوزادان نتوانند پوسته را شکسته و از تخم خارج شوند. این فرضیه از مطالعه تخم های کشف شده در فرانسه و اسپانیا بوجود آمد.
۱۴)شیوع و گسترش بیماریها
۱۵) افزایش اکسیژن ـ این امر باعث افزایش فشار هوا و کمبود گیاهان می‌شود.
۱۶) تولید و افزایش قارچ‌های سمی ـ برخی عقیده دارند که در اواخر دوره کرتاسه افزایش ناگهانی قارچ‌های سمی و گسترش آن باعث نابودی دایناسورها شد.
۱۷) تغییر گیاهان ـ تغییر گونه‌های گیاهی باعث شد که دایناسورهای گیاهخواری که از گیاهان تغذیه می‌کردند، نتوانند عادت غذایی خود را تغییر دهند.
۱۸ ) ناسازگاری دستگاه گوارشی با گیاهان نهان دانه ـ خود این گیاهان باعث کاهش گیاهان باز دانه شد و دستگاه گوارش دایناسورهای گیاهخوار با گیاهان نهان دانه سازگاری نداشت.
۱۹) تنوع گیاهانی که برگ‌های خود را زودتر از دست می‌دادند، این امر موجب شد تا غذا برای گیاهخواران در مواقعی از سال وجود نداشته باشد.
۲۰) جابجا شدن صفحه کهکشان ـ جابجا شدن زاویه صفحه کهکشان باعث شد تعداد زیادی شهاب سنگ و حجمی از گردوغبار وارد اتسمفر زمین شود.
۲۱) برخورد یک سیاره‌سان و یا اجرام آسمانی.
۲۲)تغییرات آب و هوایی براثر برخورد اجرام آسمانی.
۲۳) اختلال و نارسایی مغز ـ به علت کوچکی مغز و بوجود آمدن شرایط زیستی متغیر دایناسورها نتوانستند خود را سریع با محیط سازگار کنند.
۲۴) تغییر در وسعت اقیانوس‌ها ـ این امر تغییرات آب و هوایی را نیز در پی داشت و سازگار با دایناسورها نبود.
۲۵) خشک شدن دریاچه‌ها و مرداب‌ها.
۲۶) سیلاب‌های بزرگ.
۲۷) سرد شدن آب اقیانوس‌ها ـ این امر نیز باعث تغییرات زیادی در آب و هوا شد.
۲۸) جمعیت زیاد ـ گسترش فراوان انواع موجودات باعث کمبود غذا و رقابت و جنگ بین ‌آنها شد.
۲۹) فراوان شدن انگل‌ها، شپش‌ها، کرم‌ها و پشه‌ها.
۳۰)تغذیه حیوانات از تخم دایناسورها.
۳۱) افزایش جمعیت شکارچی‌ها ـ افزایش حیواناتی که از طعمه‌های دایناسورها تغذیه می‌کردند باعث کاهش جمعیت دایناسورها به علت کمبود غذا شد.
۳۲) سمی شدن محیط توسط اورانیوم.
۳۳) تغییر جهت قطب های مغناطیسی ـ این امر باعث اختلال در مغناطیس کره و یا سپر مغناطیس زمین و در پی آن بوجود آمدن جهش‌های ژنتیکی و در نتیجه انقراض دایناسورها شد.
۳۴) کاهش فعالیت جنسی براثر شرایط گوناگون.
۳۵) امراض داخلی.
۳۶) لکه‌های خورشیدی ـ این امر باعث تغییر آب و هوا در روی زمین شد و این تغییرات نیز به ضرر دایناسورها بود.
۳۷) افزایش تابش پرتوهای کیهانی.
۳۸) افزایش تابش اشعه‌های ماورای بنفش ـ این تابش باعث نابودی لایه اوزون شد و اشعه‌های مضر و پرتوهای زیان‌آور به سطح زمین رسید.
۳۹ـ فعالیت آتشفشان‌ها.

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 عجایب خلقت خداوند
 

                                    خلقت مرغان

درون تخم مرغانی که از راه تخم گذاری به دنیا می آیند، سه مایع وجود دارد: سفیده، زرده و نطفه. نطفه باعت پیدایش جوجه می شود و زرده خوراک اوست تا بتواند بیست و یک روز ارتزاق کند. مقدار این مایع خوراکی به گونه ای تنظیم شده است که در طی این مدت، جوجه دقیقه ای گرسنه نمی ماند و ذره ای از زرده تخم مرغ نیز باقی نمی ماند. در قسمت انتهای تخم، یک قسمت خالی به چشم می خورد که در آن هوایی برای تنفس جوجه ذخیره شده است. به راستی کدام قدرت است که آن مقدار هوا را درون تخم نهاده است تا جوجه برای ادامه حیات از آن استفاده کند؛ جز قدرت خداوند حکیم.

نکته دیگر اینکه، جوجه های مرغان خانگی، هنگام خارج شدن از تخم، با پر و بال روییده بیرون می آیند، ولی جوجه های دیگر پرندگان مثل کبوتر، بلبل و گنجشک و به طور کلی مرغانی که در هوا پرواز می کنند، همچون قطعه گوشت قرمزی بدون پر و بال از تخم خارج می شوند و پدر و مادر باید مدتی غذای مخصوص به آنها بدهند و از آنها مراقبت کنند، تا پر و بالشان بروید و قدرت پرواز بیابند. این خود، از نظم و حسابی حکایت می کند وآن اینکه مرغان خانگی نیاز به پرواز ندارند، ولی مرغان دیگر باید نیروی پرواز را به تدریج به دست آورند. بر این اساس، خداوند حکیم هم تهیه غذای آنها را به عهده پدر و مادر نهاده و هم ابزار پرواز را از ابتدا به آنها نداده است که خود را به رنج و زحمت بیندازند. پس آنها باید مدتی صبر کنند تا ابزار و توان کافی برای پرواز را به دست آورند.

                                 نظم پس از تولد

زندگی حیوانات در مراحل پس از تولد نیز سراسر آمیخته با نظم وحساب است. برای مثال، گاهی مرغان خانگی منقار خود را در دهان جوجه های نوزاد خویش می نهند و مدتی همچنان بدون حرکت می مانند. بیننده می پندارد که این حیوان کاری بی فایده انجام می دهد، در حالی که این کار او از روی حساب و نقشه مهمی است. در این حالت، مادر به چینه دان جوجه می دمد تا گشاد شود و دانه های بیشتری را در خود جای دهد. بر این اساس، احتمال می رود نوزادانی که به وسیله ماشین های جوجه کشی به عمل می آیند، بر اثر نبود رسیدگی مادرانه، قدرت هضم هر دانه ای را ندارند.

                                                        گوارش

هنگام بلعیدن غذا و یا نوشیدن مایعات، نوک زبان به پشت دندان های بالا و کمی از سقف دهان می چسبد، تا به راحتی، غذا یا نوشیدنی از راه گلو به طرف لوله مری کشیده شود. البته پیش از این کار، دو عضو از دهان، مأمور زمینه سازی برای این مرحله هستند. از آن دو مأمور، یکی زبان کوچک یعنی همان پرده مخروطی شکل است که در انتهای حلق قرار دارد و به هنگام خوردن و آشامیدن، آن پرده از بالا به در مجرایی که به بینی راه دارد محکم می چسبد. دیگری پرده ای است که روی دریچه مجرای تنفس می افتد و آن را محکم می بندد تا چیزی از غذا و آب به مجرای بینی یا هوا وارد نشود. چنانچه با پدید آمدن عارضه ای مانند خنده ناگهانی، یکی از آن دو عضو مأمور کنار رود و کمی از غذا یا آب به مجرای هوا و بینی وارد شود، دو مأمور ذخیره به سرعت دست به کار می شوند تا آن ذره غذا یا آب را خارج کنند. این دو مأمور ذخیره، یکی سرفه و دیگری عطسه است. اولی حنجره و هوا و دومی محافظ مجرای بینی است.

پس از ورود غذا به معده و شروع فعالیت های لوزالمعده، کیسه صفرا به تراوش می افتد و میلیون ها غدد موجود در جدار معده و ده ها عوامل همآهنگ دیگر به وظیفه خود می پردازند و بدین ترتیب، غذا رقیق می گردد. در بخش انتهایی و پایین معده نیز دریچه ای است که مرتب باز و بسته می شود و هنگام باز شدن، مقداری از غذای هضم شده به روده کوچک ریخته می شود.

علت ورود تدریجی غذا به روده کوچک؛ فشار نیامدن به روده باریک و جلوگیری از پارگی آن است. پس روده کوچک با پیچ و خم های خود به همراه 2500 برجستگی به نام خمل در جداره خود، غذای وارد شده را از راه روزنه های بسیارریزی، به خارج می فرستد و دیگر مأموران نیز پس از تحویل، آن را در اختیار کبد قرار می دهند.

کبد آن را به صورت خون درمی آورد و به مأمورانی می سپارد تا آنها آن را به قلب منتقل کنند. سپس قلب با یک پمپاژ قوی آن را به تمام قسمت های بدن آدمی می رساند و همه اعضا و جوارح از جیره ای عادلانه بهره مند می شوند تا با سلامتی کامل به حیات خود ادامه دهند.

این توزیع، در هر دقیقه 24 بار انجام می شود و مجموع سلول های بدن که از این عمل سود می برند، بیش از ده میلیون میلیارد عددند. گفتنی است اگر کسی این عدد را بشمارد، سیصد هزار سال طول می کشد، با این حال تعجب آورتر این است که بندگان از قدرت و نعمت الهی سربپیچند و غافل بمانند.

خداوند در قرآن مجید، در هشداری به آدمی فرموده است:

ای انسان چه چیز تو را در مقابل پروردگار بزرگت فریفته است که او را نافرمانی می کنی؛ آن چنان پروردگاری که از ذره غیرمحسوسی تو را آفرید. پس اجزا و اعضای تو را در حد و اندازه ای مناسب قرار داد و آن گاه اندامی معتدل به تو عطا کرد و به صورت و شمایلی تو را ترکیب ساخت که مشیت حکیمانه اش بدان تعلق گرفته بود. (انفطار: 6 ـ 8)

ای نسخه اسرار الهی که تویی وی آینه جمال شاهی که تویی
بیرون زتو نیست هر چه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

مجدالدین بغدادی

                                            شگفتی های چشم

چشم انسان را از دو نظر، هم از نظر ساختمان و اعضای ریز آن و هم از نظر روان شناسی می توان بررسی کرد.

از دیدگاه روان شناسی، حالت های مختلف چشم، بیماری و تندرستی فرد را بازمی گوید. چشم هم درون را می بیند و هم بیرون را، یعنی وقتی با چشم به چیزی نگاه می کنیم، از ظاهرش آگاه می شویم، ولی اگر به چشم کسی نگاه کنیم، از درونش با خبر می شویم. چشم، دوستی و دشمنی را نشان می دهد و بیننده را از نیت شوم یا قصد خیر صاحب آن آگاه می سازد. چشم هم گوینده است و هم شنونده. چشم از رضایت و خشم و نیز از قوت و ضعف خبر می دهد و از آسودگی و دلهره پرده برمی دارد. از امید و ناامیدی می گوید، درستی و نادرستی را روشن می سازد، از راستگویی و دروغگویی و از سیری و گرسنگی فرد حکایت می کند.

قاضی تیزبین، از چشم متهم نکته های فروانی به دست می آورد و بازپرس، پاسخ بسیاری از پرسش های خود را از چشم متهمان می گیرد وپلیس با کلید چشم، رازهای نهفته در دل مظنون به جرم را می گشاید.

پزشک با دقت به وضعیت چشم، به نوع بیماری انسان پی می برد. چشم، سخن می گوید و سخن می شنود. گرچه وظیفه اصلی چشم ها این نیست و بشر به وسیله زبان و سخن می تواند آن کارها را انجام دهد، ولی چشم با پذیرفتن این همه مسئولیت، بزرگ ترین خدمت ها را به بشر می کند. پدیدآورنده بشر، از روی لطف و مهر به او، چنین ویژگی هایی را در چشم نهاده است تا آدمی در گشایش و آسایش باشد!

و اما آیا تاکنون به ساختمان چشم خود دقت کرده اید؟

سازندگان دوربین های فیلمبرداری برای نشان دادن دقیق رنگ ها، رنج ها برده اند و کوشش ها کرده اند، ولی هنوز آن گونه که چشم رنگ ها را می بیند، نتوانسته اند تصویرها را با رنگ های واقعی خود ثبت کنند. در حالی که چشم انسان همواره در نگاه به اشیای هستی، همه رنگ ها را با کیفیتی بی نظیر دریافت می کند.

هرچند چشم های افراد بشر از لحاظ برخی ویژگی های ظاهری متفاوتند، برای مثال چشم زاغ با چشم میشی فرق دارد و کبود چشم از سیاه چشم جداست، او همه را چنان ساخته است که از نظر دید رنگ ها، هیچ گونه تفاوتی با هم ندارند و همه چشم ها و همه رنگ ها را به یک نوع می بینند!

دوربین های عکاسی در عکس برداری از فاصله های دور و نزدیک تنظیم خاصی دارند تا وضوح موضوع ها رعایت شود، ولی چشم در سریع ترین حرکت می تواند دور و نزدیک را واضح ببیند! چشم نه تنها در نور سفید می بیند، بلکه در نور زرد، سرخ، بنفش و همه رنگ ها قدرت دید دارد، ولی دوربین های عکاسی از عکس برداری در همه نورهای رنگین ناتوانند و این به دلیل ناتوانی سازنده آنهاست. عدسی دوربین عکاسی با قدرت محدود خود، نشانه سازنده ای داناست، پس عدسی چشم با داشتن قدرتی نامحدود، از پدیدآورنده ای بسیار دانا و توانا سخن می گوید. دوربین عکاسی همه چیز را معکوس می بیند، بالا را پایین و ایستاده را واژگون می بیند، ولی چشم ما هر چیزی را همان گونه که هست می بیند. آیا به این فکر کرده ایم آبی که در چشمان ماست، چگونه مایعی است که در درجه های گوناگون دما، وضع خود را حفظ می کند؛ در حرارت بالا تبخیر نمی شود و در حرارت پایین یخ نمی بندد. چه قدرت عظیمی توانسته است برخلاف قانون طبیعت و مایعات، چنین آبگونی را ایجاد کند که در حرارت های گوناگون وضع خود را حفظ کند!؟

                       شگفتی در کار قلب و کبد

آن گاه که خون از قلب خارج می شود، همه سلول های بدن از آن تغذیه می کنند و مقدار باقی مانده با رنگی تیره، از رهگذر دیگری به جانب قلب حرکت می کند. تیرگی رنگ آن به این علت است که در راه بازگشت، کثیفی ها، سم ها و گازهای کربنیک را نیز جمع آوری می کند. این خون ها پیش از رسیدن به قلب، در حفره های شش ها ریخته می شوند. شش ها نیز در اندک زمانی با یک فشار و انقباضی و انبساط، خون آلوده را تصفیه و آن را شفاف و خالصمی سازند و آن را به قلب می دهند و مواد کثیف و گازهای کربنیک را از مجرای دهان و بینی به وسیله بازدم خارج می کنند و چه شگفت آور است اگر بدانیم، در هر 24 ساعت شش ها حدود ده هزار لیتر خون را تصفیه می کنند و به قلب می رسانند. البته بدن آدمی به طور متوسط بیشتر از پنج یا شش ها لیتر خون ندارد، ولی بر اثر گردش مداوم و تصفیه پیوسته آن است که در یک شبانه روز کار شش ها به تصفیه ده هزار لیتر خون می رسد.

راستی اگر بنا باشد در جهان کارخانه ای تأسیس شود که عملیات دهان، مری، معده روده، کبد، قلب، شش، کلیه ها و دیگر عضوها را که همه در حجمی بسیار کوچک قرار گرفته اند انجام دهد، به چه مقدار حجم و مساحت نیاز دارد؟!

هر جا که روم روی دل آرای تو بینم هر سو نگرم قامت رعنای تو بینم
در شمع و گل و بلبل و پروانه و گلزار مهر و مه و اختر، رخ زیبای تو بینم
مهر تو نه مهری است که از دل بتوان برد من خلق جهان عاشق و شیدای تو بینم
مشتاق جمال تو نه تنها شده موسی کاندر دل هر ذره تمنای تو بینم
ذات تو چه مرموز و عجیب است و پر اسرار عالم همه را غرق تماشای تو بینم
یک بیش نباشی و نداری تو سرایی با این همه هر جا نگرم جای تو بینم

هر جا که روم روی دل آرای تو بینم هر سو نگرم قامت رعنای تو بینم
در شمع و گل و بلبل و پروانه و گلزار مهر و مه و اختر، رخ زیبای تو بینم
مهر تو نه مهری است که از دل بتوان برد من خلق جهان عاشق و شیدای تو بینم
مشتاق جمال تو نه تنها شده موسی کاندر دل هر ذره تمنای تو بینم
ذات تو چه مرموز و عجیب است و پر اسرار عالم همه را غرق تماشای تو بینم
یک بیش نباشی و نداری تو سرایی با این همه هر جا نگرم جای تو بینم

                                    شگفتی های گل و گیاه

قانون وراثت، در عالم گیاهان نیز حاکم است. در هسته سلول های جنسی گیاهان، عاملی هست که حفاظت ویژگی های هر نوع گیاه را در طول قرن های بسیار و در محیط های گوناگون برعهده دارد. مثلاً اگر یک دانه جوی معمولی را سال اول در منطقه گرم و در سال دوم در منطقه سرد و سال سوم در منطقه معتدل بکارند، استعداد نهانی و توارثی آن با کشت در قسمت های مختلف فرقی نخواهد کرد.

توجه به وجود جنس نر و ماده در عالم حیوان و گیاه، به منظور تولید مثلی هماهنگ با ویژگی ها و استعدادهای ذاتی آن و سپس ادامه یافتن نسل آنها بدین شیوه، یکی از راه های آسان خداشناسی است.

نکته ها و لطایفی که در وجود گل های رنگارنگ و زیبا به کار رفته است، بسی بیشتر و جالب تر از زیبایی ظاهری آنهاست. آری نقش هایی که در وجود گل اطلسی و ارغوان و نیلوفر جلوه گر است، لطایفی که در گل مینا و سنبل به کار رفته، حقایقی که از دهان غنچه سیراب سرچشمه می گیرد و این رنگ های شاخه رنگین مرجان، دیده ها را به تماشای هستی زیبا خیره می سازد و عقل ها را به تحسین آفریدگار و خضوع در برابر او وامی دارد.

پیشوایان اسلام، همواره می کوشیدند بشر را به رازها و ناگفته های آفرینش آگاه سازند تا از این رهگذر، معرفت خدا را که مهم ترین سرمایه بشر در زندگی اوست، نصیب آنان کنند.

امام صادق علیه السلام در توحید مفضل می فرماید:

فکر کن که خداوند در هر برگی، رشته هایی مانند رگ های بدن از هر طرف کشیده و فایده ها و مصلحت هایی در آنها قرار داده است. اگر انسان بخواهد یکی از این برگ ها را بسازد، در صورتی که وسایل و اسباب کار هم داشته باشد، با تحمل زحمت ها و صرف وقت زیاد از عهده ساختن یک برگ برنمی آید ولی خداوند حکیم در اندک وقتی، در فصل بهار آن قدر گل و برگ و درخت و سبزه و شکوفه پدید می آورد که وصف ندارد.

به راستی، هر صاحب دلی که در موسم بهار به دامن صحرا و دشت بنگرد، بالحن اعجاب آمیزی خواهد گفت:

«چمن سبز جهان را چمن آرایی هست».

آدمی با آگاهی از اسرار سلسله گیاهان به ویژه گل ها، در پیشگاه خداوند خاضع می شود و آن گاه با ترنمی خوش این گونه می سراید:

یار بی پرده از در و دیوار در تجلی است یا اولی الابصار
شمع جویی و آفتاب بلند روز بس روشن و تو در شب تار
گر ز ظلمات خود رهی بینی همه عالم مشارق الانوار
چشم بگشا بگلستان و ببین جلوه آب صاف در گل و خار
ز آب بیرنگ صد هزاران رنگ لاله و گل نگر در این گلزار

هاتف اصفهانی

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 هفت خان هرکول
 

هرکول فرزند زئوس و الکمنه بود. دشمن اصلی او الهه ای به نام هرا همسر دیگر زئوس بود. به همین دلیل در هنگام تولد هرکول دو مار را برای کشتن او فرستاد ولی هرکول هر دو مار را در حالی که یک نوزاد بود کشت. مدت ها بعد هرا هرکول را دیوانه کرد و هرکول همسرش مگارا و سه فرزندش را کشت. بعد از بهبود برای جبران به معبد آپلون رفت و با پیشگو صحبت کرد.پیشگو گفت باید به پیش ائوروستئوس(چه اسمهای زاغارتی) پادشاه مینسی برود و دوازده کار مشکل را ( دوازده خان ) انجام دهد. ائوروستئوس کاری به ذهنش نمی رسید که هرکول نتواند انجام بدهد ولی با کمک هرا دوازده خان را به هرکول واگذار کرد

1.کشتن شیر نیمیای: هرکول شیر را خفه کرد

2.کشتن مار (اژدها) هایدرا: یک سر هایدرا جاودانه بود و اگر سری قطع می شد 2 سر دیگر می رویید هرکول 8 سر را سوزاند و سر آخر را زیر سنگ گذاشت.

3.گرفتن گوزنی که متعلق به آرتمیس بود.

4.کشتن گراز وحشی ارمینتوس

5.تمیز کردن اصطبل شاه او گیاس

6.کشتن پرندگان گوشتخوار استیمفالوس

7.کشتن گاو وحشی واقع در کرت

8.آوردن اسب های دیومیدس

9.آوردن کمربند هیپولوتا ملکه ی آمازون ها

10.آوردن گله ی گیرون

11.آوردن سیب زرین درخت هسپریدس

12.آوردن کربورس: سگ3 سر محافظ هادس

مدت ها بعد  به کمک آرگونات ها پشم زرین را برای جیسون بدست آورد.

اندکی بعد با دیانیرا ازدواج کرد.روزی دیانیرا توسط موجودی نیمه اسب نیمه انسان(قنطورس,سنتور) به نام نسوس دزدیده شد ولی هرکول نسوس راکشت نسوس به دیانیرا گفته بود :

((خون من را بردار و هر وقت احساس کردی محبت هرکول

 به تو کم شده این را به لباس او بمال تا او به تو علاقه مند شود))

مدتی بعد دیانیرا آن را به لباس هرکول مالید واین دارو اثر منفی گذاشت و برای هرکول زهر شد و هرکول مرد.

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 بخند بابا

دانشجو بخورید

وزیر کشاورزی اوگاندا در پی افزایش حملات کروکودیل ها به کشاورزان و بومی ها در یک اظهار نظر عجیب برای کاهش تعداد کروکودیل ها به مردم این کشور پیشنهاد داد که کروکودیل شکار کرده و بخورند. حالا از اونجا که ماهم دانشجو مخصوصا دانشجوی بیکار و علاف زیاد داریم عاجزانه از شما درخواست میکنیم دانشجو بخورید!!!

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 سال
سال یک مدت مشخص از زمان و ۳۶۵ روز است .

روز های سال را به ۱۲ ماه تقسیم کرده اند .

هر چهار سال یک روز اضافه می شود که آن سال ۳۶۶ روز است.

سال ۳۶۶ روزی را (سال کبیسه )می گوییم.

در بیشتر کشور ها آغاز سال را جشن می گیرند .

آغاز هر کشوری با توجه به دین فرهنگ و نژاد آن ها فرق میکند.

                                                             

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 سنگواره یا فسیل چیست ؟
فسیل ها بقایای گیاهان و جانورانی هستند که قرن ها پیش زندگی کردند . دانشمندان با برسی فسیل های برگ ها صدف رد پا و اسکلت ها میکوشند.

به حقایق مربوط به زندگی بر روی کره ی زمین در میلیون ها سال قبل دست یابند. بقایای جانوران و    گیاهان پس از مرگ آن ها به تدریج به سنگ تبدیل شده است.

                                                             

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 اسمس های پرسپلیسی
فرهاد سلمونی نرو با ما بد باش فقط

                                                 میزنیم کلتو بشی فرهاد کچل

فرق وسط فرق بغل

                                                 قرمز مده می کنی رنگم عوض

حرف های کریمی هست مرهم مریض

                                                تو اروپا بهش می گن دست مسیح

                                        این رو خودم ساختم

                                                   

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 اسمس های استقلالی
    ۱ـ

الا فرهاد غزال تیز پایم                            مکن سوراخ لنگ با وفایم

منم شیس رضایی پرسپلیسی               نما رحمی به حال ناله هایم

ته جدول نشسته مات و زارم                   از این ماتی بگو کی در می ایم

۲ـ

خون تا ابد سرخ خواهد بود البته درون رگ های ابی

۳ـ

پرسپلیس قهرمان

                        رفتگر شهرمان

                                                           

برنده بازی دربی کدام تیم است ؟

الف ) استقلال

ب ) پـَـَـ نــه پـَـَــــ پرسپولیس!

                                              

شنیدم دارن یه قانون جدید میذارن که فوتبال از ثانیه هشت شروع بشه

آبروی تیم های زود گل خور نره !

 

از یه پرسپولیسی میپرسن رفت و برگشت باختن به استقلال بدتر بود

یا نداشتن قهرمانی تو آسیا ؟

میگه : تا حالا از مس سرچشمه ثانیه ۷ گل نخوردی !

 

هواداران به پا خیزید از امروز /  حمایت ها کنید از تیم پیروز

طرفداران آبی کوه وارند / همیشه رنگ دریا دوست دارند

طرفداران قرمز در زوال اند / که میدانی زقومی بیخیال اند

طرفداران قرمز یک حسودند / نمیدانی مگر بی کاره بودند

بیا ما هم به قرمز ها بخندیم / و در ها را به رویشان ببندیم !

 

قرمز های زمونه رو دارن یه جا دار میزنن / به جای عکسشون تو قاب یه عکس خیار میزنن

تیم ما قهرمان میشه هم تو ایران هم آسیا / تو گوش پرسپولیسی ها سیلی آبدار میزنن

کاشانی چی شد؟ قطبی کجاست ؟ / هیچی یه جا نشستن و دارن با هم زار میزنن

استقلال قهرمانه و پرسپولیس هم که سوراخه / آبی های محلمون دارن اینو جار میزنن

کاشانی میره خونشون قطبی میره پیش زنش / توی روزنامه واسشون خدا نگهدار میزنن

                                                                    

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 شعری از سهراب سپهری به نام روشن شب
روشن است آتش درون شب

وز پس دودش

طرحی از ویرانه های دور .

گر به گوش آیدصدایی خشک:

استخوان مرده می لغزد درون گور .

دیرگاهی ماند اجاقم سرد

و چراغم بی نصیب از نور .

خواب دربان را به راهی برد .

بی صدا امد کسی از در

در سیاهی آتشی افروخت .

بی خبر اما

که نگاهی در تماشا سوخت

گر چه می دانم که چشمی راه دارد با فسون شب

لیک می بینم ز روزن های خوبی خوش:

آتشی روشن درون شب .

|+| نوشته شده توسط علی دهاقین در  |
 
 
بالا